السيد الطباطبائي ( مترجم : استاد ولى )

21

سنن النبى ( آداب و سنن پيامبر ص ) ( فارسى )

مىداشتند و از غريبان نگهدارى مىكردند . گفتم : روش رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با همنشينان چگونه بود ؟ فرمود : هميشه خوشرو و خوش‌خلق و نرمخو بود . خشن و درشت‌خو و پرخنده و سبكسر و بدزبان و عيبجو و چاپلوس نبود . از آنچه به آن ميل و رغبت نداشت غفلت مىورزيد . طورى بود كه آرزومندان از او مأيوس و نوميد نمىشدند . خود را از سه چيز به سختى دور مىداشت : « جدال و كشمكش ، پرحرفى و ذكر مطالب بىفايده » . نسبت به مردم نيز از سه چيز پرهيز داشت : « كسى را نكوهش و سرزنش نمىكرد . لغزشهاى كسى را جستجو نمىنمود و عيب كسى را پى نمىگرفت » . سخن نمىگفت مگر در جايى كه اميد ثواب در آن مىداشت . هنگام سخن گفتن چنان اهل مجلس را جذب مىكرد كه همه سر به زير افكنده ، گويى پرنده بر سرشان نشسته ، آرام و بىحركت مىماندند ، و چون ساكت مىشد آنان سخن مىگفتند و نزد آن حضرت بر سر سخنى نزاع نمىكردند . هر كه سخن مىگفت همه ساكت به سخنانش گوش مىدادند تا سخنش پايان يابد . و در محضر حضرتش به نوبت سخن مىگفتند . از چيزى كه اهل مجلس مىخنديدند مىخنديد و از آنچه آنان تعجب مىكردند تعجب مىكرد . بر بىادبى غريبان در خواسته‌ها و گفتارشان صبر مىكرد تا جايى كه اصحاب در صدد جلب اشخاص مزاحم برمىآمدند . مىفرمود : چون حاجتمندى را ديديد او را كمك كنيد . مدح و ثناى كسى را نمىپذيرفت مگر از كسى كه بخواهد تشكر نمايد . سخن كسى را نمىبريد مگر آنكه از حد مىگذشت كه در آن صورت با نهى او يا برخاستن ، سخن او را قطع مىكرد . امام حسين عليه السّلام فرمود : سپس از سكوت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدم ، پدرم فرمود : سكوت آن حضرت بر چهار پايه استوار بود : حلم ، حذر ، تقدير و تفكر . سكوتش در تقدير و اندازه‌گيرى در اين بود كه همهء مردم را به يك چشم ببيند و به گفتار همه يكسان گوش دهد . و سكوتش در تفكر آن بود كه در چيزهاى فناپذير و فناناپذير